کد خبر:9782
پ
قسمتی از خاطرات آیت‌الله مهدوی‌کنی

انحراف انقلاب در کلام شهید مطهری

استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری از جمله پیشگامان انقلابی بود که در دو عرصه‌ی فکری و عملی در مقابل هرگونه انحراف و مصادره نهضت اصیل اسلامی می‌ایستاد. وی همواره درباره‌ی احتمال ایجاد پاره‌ای انحرافات در این مسیر تذکر می‌دانند که بازخوانی بخشی از آن‌ها در زمان کنونی، ضروری است.   ریشه‌های اصلی برخورد گروهک فرقان […]

استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری از جمله پیشگامان انقلابی بود که در دو عرصه‌ی فکری و عملی در مقابل هرگونه انحراف و مصادره نهضت اصیل اسلامی می‌ایستاد. وی همواره درباره‌ی احتمال ایجاد پاره‌ای انحرافات در این مسیر تذکر می‌دانند که بازخوانی بخشی از آن‌ها در زمان کنونی، ضروری است.

 

آیت الله مطهری

ریشه‌های اصلی برخورد گروهک فرقان و شهید مطهری را باید در ریشه‌ی فکری این دو جست‌وجو کرد، زیرا تبار فرقان در نهایت به برداشتی التقاطی و تفسیری مارکسیستی و منحرف از دین بازمی‌گردد. حال آنکه تفسیر شهید مطهری از دین تفسیری ناب و منطبق با موازین اسلام بود.

در سال ۱۳۵۷، فضای فکری مناسبی برای دیالوگ و گفت‌وگو میان گروه‌ها و اندیشه‌های سیاسی مختلف مطرح شد؛ فضایی که در دوران خفقان پهلوی دوم، به دلیل ساخت سیاسی پاتریمونیال و استبدادی کاملاً از میان رفته بود. در این میان، برخی از گروه‌ها مدعی سهم‌خواهی از انقلاب بودند و نقشی تاریخی برای خود در پیروزی انقلاب اسلامی قائل می‌شدند. حال آنکه حافظه‌ی تاریخی ملت ایران و همچنین بررسی سیر تحولات منجر به پیروزی انقلاب اسلامی، خلاف این مسئله را اثبات می‌کرد و از آن‌ها در تاریخ مبارزات انقلابی چیزی جز چند اعلامیه برجای نمانده بود.

در چنین فضایی، این گروه‌ها که بیشتر خود را دارای تباری ایدئولوژیک و فکری می‌دانستند، استدلال‌های مخالفان خود را برنمی‌تافتند و فرزند نامشروع خشونت و ترور را به‌عنوان راهکار نهایی خود برای سرکوب و منکوب کردن مخالفان برمی‌گزیدند.

ایشان علل مادیگری و گریز از ایمان را به صورت علمی بیان می‌کردند و بحث‌ها و نقدهای علمی را بر مسائل الحادی و ماتریالیستی و کمونیستی مطرح می‌کردند.

از جمله‌ی این گروهک‌ها، فرقان بود که پس از انقلاب، قربانی شدن ارزش‌های راستین تشیع سرخ علوی را مستمسکی برای خشونت و ترور قرار داد و سازمان روحانیت را متولی اصلی این بهانه قلمداد کرد و در همین راستا، روی به ترور امثال شهید مطهری، مفتح، هاشمی رفسنجانی، ربانی شیرازی و قاضی طباطبایی به‌عنوان نمادهای اصلی جریان روحانیت در انقلاب اسلامی آورد، زیرا طرفدار اندیشه‌ی اسلام منهای روحانیت بود و معتقد بود که روحانیت باید جای خود را به روشن‌فکران بدهد.(۱)

 

بخشی از خاطرات آیت‌الله مهدوی‌کنی

 

روایتی از مقابله شهید مطهری با خطر انحرف و مصادره انقلاب اسلامی
من قبل از انقلاب پنج شب آقای مطهری را به مسجدمان دعوت کردم. در آن جلسات؛ دانشجویان و جوان‌ها حضور فعال داشتند. در آنجا جناب آقای مطهری بحثی را تحت عنوان علل گریز از ایمان مطرح کردند که بعدا در کتابی به نام «علل گرایش به مادیگری چاپ شد. ایشان علل مادیگری و گریز از ایمان را به صورت علمی بیان می‌کردند و بحث‌ها و نقدهای علمی را بر مسائل الحادی و ماتریالیستی و کمونیستی مطرح می‌کردند.

شبی از آن شب‌ها، آقای لاهوتی در آن جلسه حضور داشت، خیلی از این بحث‌ها ناراحت بود. می‌گفت آقای مطهری چه می‌گوید؟ چرا از این حرف‌ها می‌زند؟ الان موقع این حرف‌ها نیست. ما یک دشمن مشترک داریم و آن شاه است. باید با او جنگید، ما نباید حرف‌هایی بزنیم که کمونیست‌ها و جوان‌های روشنفکر و مجاهدین را ناراحت کند. ما باید برویم و از روی هدف مشترک با آن بجنگیم. بنده به ایشان گفتم وقتی که آقای مطهری آمد به خودش بگو، چرا پای منبر نق می‌زنی، صبر کن پایین بیاید، با خودش صحبت کن.

آقای مطهری از منبر پایین آمد. آقای لاهوتی گفتند: آقای مطهری! من به شما اعتراض دارم. بحث‌هایی که شما می‌کنید لغو است. الان موقع این بحث‌ها نیست. ما یک دشمن مشترک داریم و آن شاه است، همه ما باید در مقابل او قرار بگیریم؛ کمونیست، غیر کمونیست، خداپرست، غیر خداپرست، مسلمان و غیر مسلمان! همه باید با هم آن هدف را بزنیم تا از بین برود، بعد می‌نشینیم بحث می‌کنیم.

آقای مطهری گفتند شما اشتباه می‌کنید، اتفاقا باید حالا صف‌هایمان را جدا کنیم ما با کمونیست‌ها هدف مشترک نداریم. دشمنی کمونیست‌ها با شاه روی یک جهت است و دشمنی ما با شاه روی جهت دیگر است. اصلا جهت، جهت واحد نیست. اگر الان جهت‌گیری‌های ما مشخص نشود، فردا که انقلاب ان‌شاءالله پیروز بشود، این‌ها می‌آیند و می‌گویند: «حاجی انا شریک». ملت ایران با اکثریتی قاطع با شاه مبارزه می‌کنند و همه مسلمان هستند.(۲)

علما و روحانیت هم یک عده قلیلی از آن‌ها هستند، آن وقت شما همه را به یک صف می‌رانی و می‌گویی همه در یک صف قرار بگیرند؟ نه، این درست نیست. این اشتباهی است که شما مرتکب می‌شوید. آن وقت ما دیگر نمی‌توانیم صف‌هایمان را جدا کنیم. از الان باید صف‌هایمان جدا بشود. در عین حال که دشمن مشترک داریم، ولی مسائل اعتقادی و اصولی و جهان‌بینی باید مطرح بشود و الا از مقصد دور خواهیم شد.

پی نوشت:
۱- نقش شهید مطهری در نمایش تعارض اسلام و مارکسیسم، پایگاه اینترنتی شهید مطهری
۲- برشی از خاطرات آیت‌الله مهدوی‌کنی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید