کد خبر:9419
پ
بعد سیاسی زندگی امام سجاد علیه السلام

سیره امام سجاد (ع) از نگاه رهبر انقلاب(بخش سوم)

برخی از مطالب امام سجاد علیه السلام در روش موعظه، خطاب به عموم مردم است و برخی دیگر خطاب به شیعه . در آنجا که مخاطب همه مردم هستند اولا غالبا به آیات قرآن استناد می شود و ثانیا صریحا دستگاه حکومتی مورد عتاب و انتقاد قرار نمی گیرد و صرفا بیان اندیشه و ایدئولوژی […]

برخی از مطالب امام سجاد علیه السلام در روش موعظه، خطاب به عموم مردم است و برخی دیگر خطاب به شیعه . در آنجا که مخاطب همه مردم هستند اولا غالبا به آیات قرآن استناد می شود و ثانیا صریحا دستگاه حکومتی مورد عتاب و انتقاد قرار نمی گیرد و صرفا بیان اندیشه و ایدئولوژی اسلامی به صورت پند و نصیحت است . استناد به قرآن کریم از آن نظر ضروری بود که عموم مردم، معرفت کافی نسبت به امام سجاد علیه السلام نداشتند و استدلال می طلبیدند . پرهیز از انتقاد صریح نیز برای رعایت تقیه بود .

حضرت زین العابدین علیه السلام سخن را با لحن موعظه به این صورت آغاز می کند که «ایها الناس اتقوا الله واعلموا انکم الیه راجعون; … تقوای خدا را پیشه کنید و بدانید که به سوی خدا برمی گردید . الا و ان اول ما یسالانک عن ربک الذی کنت تعبده; بدان که وقتی نکیر و منکر به سراغ تو می آیند اولین چیزی که آن دو می پرسند، از خدای توست که او را عبادت می کردی و عن نبیک الذی ارسل الیک; از پیامبری که به سوی تو فرستاده شده، می پرسند و عن دینک الذی کنت تدین به; و از دینت می پرسند که به آن معتقد بودی و عن کتابک الذی کنت تتلوه; و از کتابت که آن را تلاوت می کردی، می پرسند .» و آنگاه امام سجاد علیه السلام می رسد به نکته اصلی و محوری: «و عن امامک الذی کنت تتولا; (۳) و از امامی که تو ولایت آن را داری، می پرسند .»

در زبان و بیان ائمه علیهم السلام مساله امامت یعنی مساله حکومت و فرقی بین مساله امامت و مساله ولایت نیست . امامی که در اینجا ذکر می شود، یعنی جانشین پیامبر که هم متکفل ارشاد و هدایت دینی توست و هم متکفل هدایت و ارشاد امور زندگی در دنیا; امام یعنی رهبر جامعه . پس اطاعت از امام که واجب است، هم در امور دنیوی و هم در امور دینی واجب است .

امام سجاد علیه السلام وقتی می فرماید: «از امامت از تو می پرسند» ، یعنی به تو می گویند که آیا امام درستی انتخاب کردی؟ و آن کسی که بر تو حکومت می کند و رهبر جامعه است، آیا به راستی انتخاب کردی؟ آیا خدا به امامتش راضی است؟

با این روش آرام و موعظه آمیز، مردم را بیدار و حساس می کند درباره مساله امامت، در حالی که بنی امیه اساسا میل نداشت که بحثی درباره امامت و حکومت شود .

 

 

 

دو نکته در موعظه های عمومی امام سجاد علیه السلام باید مورد توجه قرار گیرد:

یک: این بحثها صرف آموزش نیست بلکه بیشتر از آنکه تعلیم باشد، تذکر و یادآوری است زیرا در آن زمان انحراف و تحریف در اصول دین واقع نشده بود ولی مردم فراموش کرده بودند . زندگی مادی، توحید و نبوت و معاد را از یادشان برده بود .

دو: امام سجاد علیه السلام بر مساله امامت تاکید خاص دارد . بر اساس همان خط مشی کلی و هدف نهایی که قبلا ذکر شد (تشکیل حکومت اسلامی به روش اهل بیت علیهم السلام) امام سجاد علیه السلام در موعظه های عمومی خود نیز مساله ولایت و امامت و حکومت را یادآوری می کرد البته به صورتی که حساسیت دشمن برانگیخته نشود و در عین حال، مردم متنبه شوند .

«موعظه های اختصاصی » امام سجاد علیه السلام آن مواعظی است که خطاب به شیعه صورت گرفته است و کاملا مشخص است که مخاطبان، از مخالفان دستگاه حاکم هستند . این موعظه های اختصاصی برای کادر سازی است تا در صورت ایجاد حکومت اسلامی، مسئولیت های مهم را برعهده بگیرند .

یک نمونه از این موعظه های اختصاصی در «تحف العقول » ذکر شده است; این موعظه چنین آغاز می شود: کفانا الله و ایاکم کید الظالمین و بغی الحاسدین و بطش الظالمین ایها المؤمنون . خود این خطاب نشان می دهد که امام و مخاطبان، در این جهت با هم شریکند که مورد خطر و تهدید دستگاه حاکم هستند . «لایفتننکم الطواغیت و اتباعهم من اهل الرغبة فی الدنیا المائلون الیها المفتونون بها المقبلون علیها … و ان الامور الواردة علیکم فی کل یوم و لیلة من مظلمات الفتن و حوادث البدع و سنن الجور و بوائق الزمان و هیبة السلطان و وسوسة الشیطان لتشبط القلوب عن نیتها …» (۴) طاغوت ها و پیروان دنیاپرست آنها، شما را فریب ندهند . این حوادثی که در زندگی شب و روز برای شما – در دوران خفقان و مبارزه – پیش می آید، دلها را از نیت و جهتی که دارند باز می دارد و از آن انگیزه و نشاط لازم برای مبارزه می کاهد . «و تذهبها عن موجودالهدی و معرفة اهل الحق و ایاکم و صحبة العاصین و معونة الظالمین » و هدایت موجود را از یاد می برد و شناخت اهل حق را به فراموشی می سپارد . سپس امام سجاد علیه السلام موعظه می کند و هشدار می دهد که از همنشینی با گنه کاران بپرهیزید و ظالمان را یاری مکنید . روشن است که امام علیه السلام عده ای از مؤمنین و هواداران را جمع کرده و دارد با روش موعظه، آنها را دلگرم و امیدوار می کند و از نزدیک شدن به دستگاه ستمگر زمان (عبدالملک بن مروان) منع و نهی می کند و آنها را شاداب و با طراوت و سرزنده نگه می دارد برای روزی که وجودشان بتواند در راه حکومت اسلامی مؤثر واقع شود .

۱۵ . امام سجاد علیه السلام با یادآوری تجربه های گذشته پیروان اهل بیت علیهم السلام (در قیام عاشورا، واقعه حره، شهادت حجربن عدی و رشید حجری و . .). می خواست شیعه را در مبارزه ثابت قدم تر گرداند: «فقد لعمری استدبرتم من الامورالماضیة فی الایام الخالیة من الفتن المتراکمة والانهماک فیها ما تستدلون به علی تجنب الغواة و …» ; به جان خودم قسم! شما از جریان های گذشته در دوران های پیشین که پشت سر گذاشته اید، از فتنه های انباشته و متراکم و غرق شدن در این فتنه ها تجربه هایی را می توانید از آن آزمایش ها استفاده کنید و بر اجتناب از گمراهان و اهل بدعت ها و مفسدین در زمین راه یابید .

امام سجاد علیه السلام در اینجا به صراحت، مساله امامت و ولایت را مطرح می کند:

«فقدموا امرالله وطاعته و طاعة من اوجب الله طاعته و لا تقدموا الامور الواردة علیکم من طاعة الطواغیت و فتنة زهرة الدنیا بین یدی امرالله و طاعته و طاعة اولی الامر منکم » ; فرمان خدا و اطاعت او را مقدم بدارید و همچنین اطاعت کسی را که خدا، اطاعت او را واجب کرده است . اطاعت طاغوت ها – عبدالملک بن مروان ها – را بر اطاعت خدا و اطاعت رسول خدا و اطاعت اولوا الامر واقعی مقدم نکنید .

امام زین العابدین علیه السلام با این بیان، در حقیقت برای نظام حکومتی مورد نظر خود که حکومت علوی و الهی و اسلامی بود، تبلیغ و فرهنگ سازی می کرد .

۱۶ . رساله حقوق امام سجاد علیه السلام، نامه بسیار مفصلی است به اندازه یک کتاب که به یکی از دوستانشان نوشته اند و در آن حقوق افراد و اشخاص بر یکدیگر بیان شده است . در این رساله، علاوه بر حقوق الهی و اعضاء و جوارح و همسایه و خانواده، حقوق متقابل مردم و حاکم اسلامی نیز بدون ایجاد تنش و به صورت آرام و بدون ذکر مبارزه برای ایجاد حکومت اسلامی در آینده، بیان شده است .

در واقع این رساله برای آن تالیف شده است که اگر در آینده حکومت اسلامی مورد نظر امام سجاد علیه السلام تشکیل گردید، مناسبات و روابط و حقوق متقابل مردم و حاکم اسلامی، قبلا در ذهن مسلمانان شکل گرفته و معلوم شده باشد .

۱۷ . عبدالملک بن مروان آنقدر تلاوت قرآن می کرد که یکی از قاریان قرآن شناخته شده بود اما وقتی به او خبر دادند که به خلافت و حکومت رسیده، قرآن را بوسید و کنار گذاشت و گفت: «هذا فراق بینی و بینک » ! یعنی «دیدار به قیامت!» حقیقت هم همین بود، او دیگر به قرآن مراجعه نمی کرد و البته حفظ ظاهر را می کرد و هرگز آشکارا با اندیشه های اسلامی مخالفت نمی کرد .

عبدالملک بن مروان برای حفظ ظاهر و توجیه ستمگری ها و جنایت هایش نیاز به عالمان درباری داشت . یکی از این عالمان درباری، محمدبن شهاب زهری است .

محمدبن شهاب زهری در دستگاه حکومت قرب و منزلت بسیاری داشت به طوری که نوشته اند یک بار محمدبن شهاب وارد مسجدالحرام شد، هیات حاکمه آنقدر برای او تشریفات چیده بودند که عالمان و محدثان حاضر در مسجد همگی دچار شگفتی شدند . معمر می گوید: ما خیال می کردیم که از زهری حدیث بسیاری نقل کرده ایم تا اینکه ولید (فرزند عبدالملک بن مروان) کشته شد پس دفترهای زیادی را دیدیم که بر چارپایان حمل و از خزانه ولید خارج می شد و می گفتند که اینها دانش زهری است . یعنی زهری آنقدر کتاب و دفتر بنا به خواسته دستگاه دولت اموی، از حدیث پرکرده که برای حمل آن نیاز به چارپایان است . یکی از احادیث مجعول زهری این است .

«ان الزهری نسب الی رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم انه قال: لاتشدوا الرحال الا الی ثلاثة مساجد المسجدالحرام و مسجدالمدینة و المسجدالاقصی و ان الصخرة التی وضع رسول الله قدمه علیه تقوم مقام الکعبة » (۵)

این حدیث مربوط به آن زمانی است که عبدالله بن زبیر، مسلط بر مکه بود و هروقت مردم می خواستند به حج بروند، مجبور بودند در مکه چند روزی بمانند و این فرصت بسیار خوب برای عبدالله بن زبیر بود که علیه دشمنانش – از جمله عبدالملک بن مروان – تبلیغات کند . و چون عبدالملک می خواست مردم تحت تاثیر این تبلیغات قرار نگیرند و به مکه نروند، بهترین راه را آن دید که حدیثی جعل شود که براساس آن، شرف و منزلت مسجدالاقصی به اندازه مکه و مدینه دانسته شود و حتی آن سنگی که در مسجدالاقصی است، به قدر کعبه شرف داشته باشد! در حالی که می دانیم در فرهنگ اسلامی، هیچ نقطه ای از دنیا به اندازه «کعبه » شرافت ندارد و هیچ سنگی به منزلت و عظمت «حجرالاسود» نیست .

پس از آنکه محمد بن شهاب زهری وابسته به دستگاه خلافت شد، حتی برضد امام سجاد علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام هم حدیث جعل می کرد . از جمله در کتاب «اجوبة مسائل جار الله » ، اثر آیت الله سید عبدالحسین شرف الدین، دو حدیث مجعول از زهری نقل و نقد شده که در یکی از آن دو، ادعا شده که نعوذ بالله، امیرالمؤمنین علی علیه السلام جبری بود! و در دیگری حمزه سیدالشهداء شراب خوار معرفی شده است! روشن است که زهری با این احادیث دروغین در صدد بود خاندان عصمت را تضعیف کرده و مسلمانی معمولی و بلکه پایین تر بشمارد . و به اصطلاح باید گفت این گونه احادیث مجعول برای ترور شخصیت فکری، فرهنگی و معنوی اهل بیت علیهم السلام بود .

امام سجاد علیه السلام نامه ای کوبنده و آتشین دارد که در «تحف العقول » ذکر شده و در آن محمدبن شهاب زهری و بدعت هایش مورد انتقاد شدید قرار گرفته است .

امام علیه السلام از جمله می فرماید: «… احببت من حارب الله; کسی را به دوستی برگزیدی که محارب با خداست . انک اخذت ما لیس لک ممن اعطاک; چیزهایی را که به تو دادند و متعلق به تو نبود، از آنان گرفتی .»

«… اخف ما احتملت ان انست وحشة الظالم و سهلت له طریق الغی بدنوک منه حین دنوت و اجابتک له حین دعیت … جعلوک قطبا اداروا بک رحی مظالمهم و جسرا یعبرون علیه الی بلایاهم و سلما الی ضلالتهم داعیا الی غیهم سالکا سبیلهم یدخلون بک الشک علی العلماء و یقتادون بک قلوب الجهال الیهم … ; بدان کمترین چیزی که برعهده گرفتی این است که وحشت ستمگران را تبدیل به راحتی و انس کردی و راه گمراهی را برای آنها هموار ساختی … آیا چنین نبود که وقتی آنها ترا به خودشان نزدیک کردند، از تو محور و قطبی به وجود آوردند که آسیای مظلمه های آنان بر آن قطب می گردد و پلی را ایجاد کردند که از روی آن به سوی کارهای خلافشان عبور می کنند . آنها به واسطه تو در علما شک ایجاد می کردند و دلهای جاهلان را به سوی خودشان جذب نمودند .»

سپس امام سجاد علیه السلام می فرماید: «نزدیک ترین وزرای آنها و نیرومندترین یارانشان به قدری که تو «فساد» آنها را در چشم مردم «اصلاحات » جلوه دادی، نتوانستند به آنها کمک کنند!»

نکته پایانی:

علی رغم آنکه امام سجاد علیه السلام در دوران امامت پربرکت خود – که ۳۴ سال طول کشید – تعرض آشکاری به دستگاه خلافت نداشت ولی فعالیت های فرهنگی آن بزرگوار و تعلیم و تربیت عناصر مؤمن و مخلص، بنی امیه را نسبت به آن حضرت بدبین کرد به طوری که به آن امام علیه السلام تعرض هم کردند و دست کم یک بار آن حضرت را با غل و زنجیر از مدینه به شام بردند .

این غل و زنجیری که نسبت به امام سجاد علیه السلام معروف است، به طور یقین معلوم نیست که در واقعه کربلا باشد اما در دوران امامت و از مدینه به شام، یقینی است . امام سجاد علیه السلام در موارد متعدد دیگری مورد شکنجه و آزار مخالفان قرار گرفت و سرانجام در سال ۹۶ هجری در زمان خلافت ولید بن عبدالملک، به وسیله عمال خلافت، مسموم شد و به سعادت «شهادت » رسید .

سلام الله علیه یوم ولد و یوم عاش و یوم استشهد و یوم یبعث حیا .

پی نوشت ها:

۱ . بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۱۴۳ و شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۴، ص ۱۰۴ .

۲ . ابن زیاد وارد مسجد شد، سپس بر بالای منبر رفت و گفت: سپاس خداوندی را که حق و اهل حق را آشکار ساخت و امیرمؤمنان یزید و پیروانش را یاری کرد، و دروغگو پسر دروغگو و پیروانش را کشت .

عبدالله بن عفیف ازدی – که از شیعیان امیرمؤمنان علی علیه السلام بود – برخاست و به او گفت: ای دشمن خدا! دروغگو، تو و پدرت هستی و آن کس که تو را فرمانروا کرده و پدرش . ای پسر مرجانه! فرزندان پیامبران را می کشی و بالای منبر به جای راستگویان می نشینی؟! ابن زیاد گفت: او را پیش من آورید، پاسبانان او را گرفتند . عبدالله بن عفیف، قبیله ازد را به یاری طلبید; هفت صد نفر از ایشان گرد آمدند و او را از دست پاسبانان گرفتند . ابن زیاد وقتی شب فرا رسید، ماموری فرستاد، وی عبدالله بن عفیف را از خانه اش بیرون کشید و گردنش را زد و در جایی به نام «سبخه » او را به دار آویخت . (ر . ک: الارشاد، شیخ المفید، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، علمیه اسلامیه، تهران، ج ۲، ص ۱۲۱ و ۱۲۲).

۳ . این روایت در تحف العقول ذکر شده است . (ترجمه آیت الله احمد جنتی، ص ۲۸۴) .

۴ . همان، ص ۲۸۸ – ۲۹۰ .

۵ . تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۸ .

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید