کد خبر:10009
پ

شهيدي که با رهبر انقلاب در تبعيد بود

شهيد سيد فخرالدين رحيمي که همراه با شهيد بهشتي و يارانش در انفجار تروريستي ساختمان حزب جمهوري اسلامي به دست منافقين کوردل به شهادت رسيد، در دوران مبارزات انقلابي عليه رژيم شاه مدتي را نيز به همراه حضرت آيت الله خامنه‌ اي در ايرانشهر سيستان و بلوچستان در تبعيد به سر برد. به گزارش جام […]

شهيد سيد فخرالدين رحيمي که همراه با شهيد بهشتي و يارانش در انفجار تروريستي ساختمان حزب جمهوري اسلامي به دست منافقين کوردل به شهادت رسيد، در دوران مبارزات انقلابي عليه رژيم شاه مدتي را نيز به همراه حضرت آيت الله خامنه‌ اي در ايرانشهر سيستان و بلوچستان در تبعيد به سر برد.
به گزارش جام جم آنلاين، در هفتم تير ماه سال ۱۳۶۰ بر اثر انفجار بمب کار گذاشته شده توسط منافقين کوردل در سالن اجتماعات حزب جمهوري اسلامي، آيت ‌الله سيد محمد‌ حسيني بهشتي و ۷۲ تن از يارانش از جمله “شهيد سيد فخرالدين رحيمي” نماينده مردم لرستان در مجلس شوراي اسلامي به شهادت رسيدند.
حضرت امام خميني (ره) اين حادثه را فاجعه ‌اي بزرگ دانستند و فرمودند: «ملت ايران در اين فاجعه بزرگ ۷۲ تن بي گناه به عدد شهداي کربلا از دست داد.»
شهيد حجت الاسلام والمسلمين سيد فخرالدين رحيمي در سال ۱۳۲۳ هجري شمسي در شهر خرم آباد و در يک خانواده روحاني متولد شد. پدرش حجت الاسلام والمسلمين سيد علي اکبر رحيمي از علماي بزرگ شهر بود که نسب او به حضرت امام موسي بن جعفر عليه السلام مي رسيد.
شهيد سيد فخرالدين، پس از پايان تحصيلات مقطع ابتدايي تحت تکفل برادر بزرگ و روحاني خود شهيد حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد نورالدين رحيمي قرار گرفت. سيد نورالدين براي ادامه تحصيل دروس حوزوي به قم مشرف شد و به همين دليل شهيد سيد فخرالدين نيز به همراه او به شهر خون و قيام قم رفت و به طور رسمي تحصيل علوم ديني را آغاز کرد. وي در اين مدت در درس خارج فقه و اصول از محضر اساتيد حوزه علميه قم از جمله آيت الله شهيد مدني استفاده برد.
وي همچنين مدتي را نيز در حوزه علميه کماليه خرم آباد به همراه برادرش سيد نورالدين و آيت الله سيد حسن طاهري خرم‌ آبادي، شيخ فرج الله عباسي، شيخ محمد رضا عباسي و شيخ محمد رضا آدينه وند به تهذيب نفس خود پرداخت. وي در مسجد علوي خرم آباد به ارشاد جوانان مي پرداخت و‌ آنان را با اصول دين و روش هاي مبارزه با ظلم و عصيانگري آشنا مي ساخت.
شهيد رحيمي همزمان با ماجراي مدرسه فيضيه و حمله دژخيمان پهلوي و شهادت طلاب بي گناه حوزه علميه قم،‌ به صف مبارزان نهضت امام خميني (ره) پيوست و يک روز در حالي که مشغول چسباندن اعلاميه حضرت امام راحل روي ديوار بود، در حلقه جلادان پهلوي گرفتار و به ۶ ماه زندان محکوم شد.
سيد فخر الدين پس از طي دوران محکوميت به زادگاهش بازگشت و در مسجد علوي پايگاه نوين و فعالي را براي مبارزه رژيم پهلوي بنا نهاد. پس از تبعيد حضرت امام راحل، براي دومين بار به علت برداشتن تابلوي خيابان ششم بهمن شهر خرم آباد و نصب تابلويي با نام خيابان علوي به جاي آن، دستگير و به تحمل ۶ ماه حبس ديگر محکوم شد. او در زندان خرم آباد نيز آنچنان که خود روايت کرده است دست از تبليغات اسلامي و نشر احکام دين و قرآن برنداشت.
شهيد رحيمي يک بار نيز به دليل تهيه نامه هاي تند عليه رژيم و ارسال آن به محضر مبارک امام راحل و همچنين مرحوم آيت الله علي مشکيني رئيس اسبق مجلس خبرگان رهبري که در نجف اشرف اقامت داشتند بازداشت شد و شهيد که افشاگري عليه فساد دربار را بي هيچ ترس و اضطرابي ادامه مي داد، پس از آزادي از حبس، طي سخناني در مسجد علوي خرم آباد به اشرف پهلوي حمله کرده و او را «بلاشرف»‌ خطاب مي کند و مي گويد: «اين فاحشه دربار،‌ هروئين به مملکت مي آورد و جوانان معصوم را در دام اعتياد مي اندازد و برادر بي شعورش (شاه)،‌ قرآن آريامهري به چاپ مي رساند.»
در پي اين سخنراني آتشين و افشاي چهره فاسد خاندان پهلوي، به تحمل دو ماه زندان خرم آباد و چهار ماه زندان کميته مشترک ضد خرابکاري در شهرباني تهران و تحت شديدترين شکنجه هاي بدني و روحي و رواني محکوم مي گردد. بيشتر علماي لرستان که در اين مدت به ملاقات وي رفتند اذعان داشتند که آثار شکنجه ها در ظاهر ايشان پيدا بود.
سيد فخرالدين يک بار نيز به علت حمله به دولت و رژيم دست نشانده پهلوي و انتقاد از تغيير تاريخ اسلامي به شاهنشاهي که در اواخر اسفند سال ۱۳۵۴ تصويب و در سال ۱۳۵۵ به مرحله اجرا درآمد، دستگير و زنداني شد.
شهيد رحيمي پس از پايان دوران حبس، ممنوع المنبر شد و چون تمامي وجودش عشق به اسلام و آگاهي دادن به مردم مسلمان بود، به روستاهاي اطراف خرم آباد و ميان عشاير لرستان مي رفت و ضمن ارشاد آنها به تعاليم دين مبين اسلام، آنها را به شورش عليه رژيم پهلوي تشويق و ترغيب مي کرد. او حتي در اجتماعات کوچکتر نيز پرده از ماهيت رژيم بر مي داشت.
در اين ارتباط، ساواک خرم آباد در گزارش شماره ۴-۱۲-۵۷ مورخ ۲۹/۹/۱۳۵۴ چنين گزارش مي نمايد:‌ «اطلاع واصله حاکي است سيد فخرالدين رحيمي فرزند سيد علي اکبر که يکي از روحانيون ناراحت اين شهر مي باشد، به مغازه هاي ميوه فروشي مراجعه و پرتقال هايي را که روي آنها کلمه (جافا) نوشته شده به مردم نشان داده، اظهار مي دارد اينها حرام است،‌ نخريد، به طوري که بررسي شده اين پرتقال ها از اسرائيل به ايران وارد و در بازار توزيع گرديده است.»
در پي گزارش هاي مختلف ساواک، رژيم او را در سال ۵۶ دستگير و پس از مدتي آزار و شکنجه به سه سال تبعيد در ايرانشهر از توابع استان سيستان و بلوچستان محکوم مي کند.
شهيد در خاطرات خود در باره تبعيد به ايرانشهر که در آن زمان حضرت آيت الله العظمي خامنه اي رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي «مد ظله العالي» نيز در تبعيد و در ايرانشهر به سر مي بردند چنين نقل مي کند:
«… پس از دريافت حکم تبعيد، شکر الهي را به جا آوردم… بعد از ظهر با پيکان استيشن از محوطه شهرباني خرم‌آباد اينجانب را حرکت دادند و بعدازظهر فردايش در دوراهي بعد از شهرستان بم، فاصله ۳۶۵ کيلومتر را تا ايرانشهر طي نموده، شبانه به ايرانشهر رسيديم. در ايرانشهر حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي سيد علي خامنه ‌اي مترجم کتاب صلح الحسن عليه السلام [مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه ‌اي مد ظله العالي»] را که جداً فکر مردمي داشت و روحي انقلابي در مسير سازنده و اخلاقي عالي و رفتاري اسلامي [داشتند] به همراه برخي ديگر آقايان محترم [که در تبعيد به سر مي بردند] زيارت نمودم که مجلس گرم و الطافشان غم و اندوه و حزني براي من نگذاشت.»
شهيد رحيمي در ايرانشهر فعاليت هاي سياسي و مبارزاتي خود را در کنار حضرت آيت الله العظمي خامنه ‌اي مد ظله العالي از سر گرفت و به واسطه نشر احکام غني اسلامي و کسب محبوبيت در ميان مردم به ويژه برادران و خواهران اهل تسنن، ساواک با احساس خطر از روشنگري هاي اين دو شخصيت جليل القدر، شهيد رحيمي را به شهر ديگري تبعيد کرد.
سيد فخرالدين رحيمي به اقليد فارس تبعيد شد و بلافاصله پس از اوج گيري انقلاب اسلامي، بدون توجه به اينکه در تبعيد به سر مي برد، به خرم آباد بازگشت و رهبري مردم را در اجتماعات به عهده گرفت.
شهيد رحيمي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، مسجد علوي را به پايگاه کميته انقلاب اسلامي تبديل کرد و خود نيز به عضويت آن درآمد. او جوانان پر شوري را که سال ها عليه حکومت پهلوي به مبارزه پرداخته بودند، براي حفظ نظم خرم آباد ساماندهي کرد.
در پي افزايش برخي ناامني ها و دامن زدن منافقين به برخي تشنجات در لرستان و شهر خرم آباد، شهيد رحيمي توانست با همکاري ديگر مسئولين استاني و با توجه به سابقه مبارزاتي خود، ريشه فتنه را بخشکاند.
او در برابر توطئه هاي دشمنان، زيرک بود و به خوبي مي توانست در برابر آنها ايستادگي کند. در پي تنش هاي به وجود آمده در زمستان سال ۱۳۵۹ در اين منطقه، شهيد سيد فخرالدين رحيمي به همراه ديگر نمايندگان استان در مجلس شوراي اسلامي توانستند با مديريت و صدور اعلاميه، از گسترش فتنه و آشوب جلوگيري نمايند.
با شکل گيري حزب جمهوري اسلامي به عضويت در اين پايگاه سياسي و اسلامي درآمد و براي برنامه ريزي در مسير استقلال و شکوفايي سياسي و… کشور فعاليت کرد.
او با آغاز جنگ تحميلي رژيم بعثي صدام عليه مردم ايران،‌ همواره در موقعيت هاي مختلف به جبهه هاي نور عليه ظلمت مي رفت و در کنار مدافعان حريم ولايت و تماميت ارضي جمهوري اسلامي ايران مشغول مبارزه با دشمنان مي شد.
با برگزاري نخستين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي، شهيد رحيمي از سوي مردم ملاوي لرستان، برگزيده و به خانه ملت راه يافت. او در سنگر خانه ملت براي پاسداري از انقلاب اسلامي تلاش مي کرد و همواره براي توسعه و آباداني کشور و حوزه انتخابيه خود کوشش مي نمود.
او با توجه به ماهيت و انحراف فکري بني صدر همواره خطر او را به مردم و مسئولين گوشزد مي کرد. او با اشاره به قدرت طلبي هاي بني صدر چنين مي گويد:
«مردم اگر به کسي راي بدهند براي عشق به امام است. اگر من طلبه هم در اين جا پشت اين تريبون صحبت مي کنم از برکات رهبر بزرگمان مي باشد و الّا من طلبه کجا و تريبون مجلس شوراي اسلامي کجا. آنچه داريم از اسلام و امام است و اخلاق و اخلاص امام و رهبر عاليقدر انقلاب اسلامي است.»
شهيد حجت الاسلام والمسلمين سيد فخرالدين رحيمي، پس از سال ها مجاهدت در مسير الهي، به هنگام انفجار دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي به فيض عظيم شهادت نايل آمد و پيکر مطهرش پس از تشييع با شکوه در شهر خرم آباد به خاک سپرده شد.
منبع
* برگرفته از پايگاه جامع مطالعات تاريخ معاصر
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید