کد خبر:12980
پ

درس اخلاق حجت الاسلام والمسلمین مقدم قوچانی

درس اخلاق ابوالشهید حجت الاسلام والمسلمین مقدم قوچانی در سال تحصیلی جدید حوزه علمیه امام محمد باقر(علیه السلام) برگزار شد.

 

[su_button url=”http://h-emambagher.com/wp-content/uploads/2019/09/edit1.mp3″ style=”glass” background=”#0d9537″ size=”5″ center=”yes” icon=”icon: arrow-circle-down”]دانلود[/su_button]

 


بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد الله رب العالمین

 

قال الله الحکیم فی کتابه الکریم: يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا  وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ

 

عالم به نور علم، کاشف الغطاء است. عالم با نور علم تاریکی ها را برطرف می کند. موشک می سازند دیگر و این از برکت علم است منتهی علوم تجربی است. علم شما شاگردان امام صادق(ع) علوم دینی است. العُلَماءُ وَرَثَةُ الأنبياءِ.[۱]

 

عالم به نور علم کاشف غطاء است                کانوار علم کاشف اسرار مبهم است.

 

ای طالب فضیلت، همه شما طالب فضیلتید دیگر. آمدید درس بخوانید عالم بشوید، آیت الله العظمی بشوید ان شاء الله. به جامعه تان و اسلام خدمت کنید. آوازه علم و تقوای شما دنیا را پر کند. حضرت امام خمینی(ره) ببینید با این انقلابش اسلام را احیا کرد. احیاگر اسلام در قرن حاضر. ان شاء الله همه شما همینطور بشوید.

 

ای طالب فضیلت و ای سالک طریق               ای آنچه آرزوی بهشتت فراهم است

غافل مشو ز صحبت ارباب معرفت

کتاب جامع المقدمات که خوانده اید دیگر. اول کتاب این حدیث خیلی جالب است. پیغمبر اکرم(ص) فرمود أوّلُ العلم مَعرفةُ الجَبّار و آخرُ العلم تَفویضُ الأمر الیه. اول علم خداشناسی است بعد هم توکل به خدا و نیت خالص. امیرالمومنین هم در اول نهج البلاغه می فرماید أوَّلُ الدّینِ مَعْرِفَتُهُ

غافل مشو ز صحبت ارباب معرفت، مصاحبت با ارباب معرفت آب حیات و چشمه صافی زمزم است. اشخاص عالم، متدین، اهل عرفان مثل آب حبات هستند. آدم را زنده می کنند اما بر عکس اگر با اشخاص اراذل و بی بند و بار انسان مصاحبت کرد اینجور می فرماید شاعر:

 

 دامن بکش ز صحبت نادان که فی المثل             جنگ آتش است و صحبت نادان جنهم است



 

خب امروز بیست و چهارم این ماه شریف مناسبت های زیادی داریم. مسئله مباهله پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی با نصارای نجران. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، فَمَن حاجَّكَ فيهِ مِن بَعدِ ما جاءَكَ مِنَ العِلمِ فَقُل تَعالَوا نَدعُ أَبناءَنا وَأَبناءَكُم وَنِساءَنا وَنِساءَكُم وَأَنفُسَنا وَأَنفُسَكُم ثُمَّ نَبتَهِل فَنَجعَل لَعنَتَ اللَّهِ عَلَى الكاذِبينَ[۲]

 

علی را جان پیغمبر تو می دان    که هر کس نفس خود را نیک شناسد

 

 

سید بزرگوار عالم جلیل القدر اینجا تشریف دارند. ضمنا در این آیه شجره نامه شما سادات و فرزندان پیغمبر هم بیان شده دیگر. أَبناءَنا وَأَبناءَكُم. که حالا این بحثی است دیگر.

 

مناسبت دوم امروز، آیه ولایت است. إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ[۳] به مناسبت انگشتر خاتم بخشیدن  مولا امیرالمومنین (ع) به سائل که این آیه معروف شد به آیه ولایت. و این آیه علمای ما استدلال می کنند به امامت امیرالمومنین(ع) و دلالت بر امامت مولا می کند. چون خدا می فرماید انما. انما حرف حصر است دیگر. فقط این است و جز این نیست. ولی و سرپرست جامعه اسلامی. شما جامعه اسلامی هستید و و لی و آن کسی که اختیار جامعه اسلامی دست اوست سه نفر هستند. اول خدا چون خالق ما است دیگر، ما را خلق کرده است. دوم پیغمبر خدا. سوم آن کسی که انگشتر به سائل در حال نماز داده است. بالاتفاق و به اجماع همه علما، علما شیعه و علمای اهل سنت اجماع دارند که این آیه در مورد امیرالمومنین(ع) نازل شده است. در این مسئله جایی صحبت  کتاب ینابیع الموده شیخ سلیمان حنفی شد. حنفی قندوزی. این عالم شیعه ادعای اجماع می کند که این آیه در مورد امیر المومنین(ع) است. منتهی اهل سنت روی عادت آباء و اجدادی در اصلِ شانِ نزولِ آیه نتواستند خدشه کنند بعد می آیند دست روی کلمه ولی می گذارند که ولی معنی اش چنین است، معنی دوستی می دهد. اینها جوابش روشن است دیگر. اگر منظور خداوند در آیه که ولی شما خدا و پیغمبر و امیرالمومنین منظور دوستی باشد انما دیگر لازم نیست. انما حرف حصر است. همه مومنین المومنین والمومنات بعضهم اولیاء بعض. این هم جوابش است که علمای ما داده اند. به هر صورت این هم یک مناسبت است.

 

مناسبت سوم که درباره امروز هست نزول سوره مبارکه هل اتی در شان خمسه طیبه است. وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا. إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا[۴] تا اینجا با اشاره اما آن که ( البته بنده حقیر، آقایان همه اینجا اساتید هستند و بزرگوارند. باید خودشان بزرگواری کنند و صحبت کنند. حالا بنده هم خادم شما و خدمتگذار هستم.) آن که با شما عزیزان، طلاب علوم دینیه، شاگردان امام صادق(ع)، سربازان امام زمان(عج) بیشتر باید صحبت کنیم این است که شما باید در این راهی که قدم گذاشتید (مبارک است تبریک به شما عرض می کنم.) باید جدیت بیشتر داشته باشد. کوشش داشته باشید. امیرالمومنین حدیثی دارد در این باره. این برای شما و بنده که خودم هم طلبه هستم. برای شما عزیزان. مولا می فرماید: لا يحصل العلم إلّا بخمسة أشياء اگر ما بیاییم در حوزه و پای درس استاد بنشینیم ولی بعد برویم سراغ کارهای معمولی و شوخی و تفریح و نع درس را مطالعه کنیم، نه قبلش مطالعه کنیم نه بعدش مطالع خب معلوم است به جایی نمی رسیم. به جایی نمی رسیمو زحمت میخواهد. بی رنج گنج میسر نمی شود  مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد. باید زحمت کشید. من یادم است دورانی که نجف بودیم زمان قبل از انقلاب بود. مرحوم آیت الله العظمی بروجردی بنا بود یک شهریه ای همیشگی و دائمی به طلاب نجف مرحمت کند ولی یک امتحانی هم از طلاب بگیرد که بعضی ها لباسشان لباس طلبگی، معمم و روحانی(و حالا هم شاید باشند) ولی فقط از لباس استفاده می کنند. اهل درس و بحث نیستند. برای اینکه طلاب علوم دینی مشخص شود، دستور داد یک امتحانی گرفته شود. کسانی بودند ۱۰ سال در نجف پای درس مراجع رفته بودند ولی فقط درس. بعد نه مطالعه قبلی نه مطالعه بعدی و کتاب های ابتدایی و مقدمات مثل سیوطی و مقدمات را هم سطحی رد شده بودند. آنهایی که درس خوانده بودند قشنگ می آمدند امتحانشان را می دادند و قبولیشان را می گرفتند و اسمشان در دفتر ثبت می شد. بعضی که فقط از لباس استفاده می کردند معطل مانده بودند. من یادم هست یک آقایی که از همشهری های خود بنده بود و حداقل ۱۰ سال پای درس نشسته بود، این آمد از دوست ما ، هم مباحثه ای که داشتیم (در آن زمان شاگر شهید محراب آیت الله مدنی بودیم آن زمان، کفایه ایشان درس می داد) این  آقا آمد خدمت دوست ما، یک آقایی بود به نام آقای موسوی که فوت کرد، خدا رحمتش کنه.آقا یک صفحه کفایه به ما درس بگو. شما ۱۰ سال درس خارج رفتی دیگر. باید الآن خودت کفایه درس بدهی. این دوست ما یک صفحه کفایه به ما درس داد .بنا فردا شب بیاید این یک صفحه را به این استادش تحویل بدهد. فردا شب امد آقا یک دفعه دیگر درس بده ما نفهیدیم. شب سوم  سه مرتبهیک صفحه  از کفایه را درس گرفت و هی مطالعه کرد و اشتباه را از استاد پرسید بعد امتحان داد و موفق شد. اینجور درس خواندن فایده ای ندارد. جدی درس بخوانید.

 

بی رنج گنج میسر نمی شود مزد  *** آن گرفت جان برادر که کار کرد



 وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى[۵] مخصوصا تو این شرایط امروز. شرایط امروز که قمر مصنوعی درست می کنند و موشک و اینها، طلبه باید اطلاعات علمی اش عمیق باشد، زیاد باشد.

مولا علی اینجور می فرماید لا يحصل العلم إلّا بخمسة أشياء[۶] علم برای انسان پیدا نمی شود. مگر با پنج شرط. اولها، شرط اول بكثرة الاشتغال باید اشتغالش زیاد باشد. همیشه مشغول باشد، تا تو حوزه ایم درس، حالا یه نیم ساعتی، یک ربعی هم اساتید و بزرگان اجازه می دهند یک تنفسی بکنیم، خستگی در کنیم. رفتیم منزل مطالعه را ترک نکنیم. درس  مطالعه اشتغال از حالا که طلبه معمولی هستیم (شما که به بنده استادید) تمرین کنیم به نوشتن کتاب، انشاء بنویسیم. مطلوماتمان را آمادگی پیدا کنیم، برای نوشتن کتاب. پس اول شد چی؟ بکثره الاشتغال. وقتمان را به بطالت و بیهوده صرف نکنیم. دوم مولا می فرماید  و بکثره السوال. هرچه نمی دانی از استادت سوال کن. خجالت نکش. بكثرة السّؤال از هم درست سوال کن. از دوستی که از شما یک سال بیشتر درس خوانده است سوال کن. از اساتید سوال کن. بکثره السوال. مطالب عینی و علمی را زیاد سوال کنید. این هم شرط دوم. شرط سوم و بصحبت الرجال. صحبت رجال هرچه طالب و طالب دین ، عالم و استاد زیاد دیده باشد مقام علمی و عرفانی اش بیشتر هست. یک کسی پنج نفر استاد دیده است یک کسی ده استاد. آن کسی که ده استاد دیده از هر استادی، یک حدیثی یا یک مطلب علمی یا یک مطلب اخلاقی یاد بگیرد معلوم است او پیشرفتش بیشتر است، او بیشتر به اصطلاح استفاده کرده است. پس سوم این است که بصحبت الرجال. رجال منظور رجال دینی است. عالمان، علما، اهل عرفان و اهل اخلاق را انسان بیشتر مصاحبت داشته باشد. این سوم. چهارم و بتدبیر افعال. کارهایمان را پاک سازی کنیم. رذایل اخلاقی را از خودمان دور کنیم. تقوا یعنی چه؟ الم.ذلِکَ الْکِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُديً لِلْمُتَّقينَ[۷]. تقوا یعنی رذایل اخلاقی نداشته باشم غیبت نکنیم، دروغ نگوییم، تهمت نزنیم. حالا بحمدالله حوزه بسیار زیبا و قشنگ، اساتید خوب، مهذب و بزرگوار در خدمتشان هستیم  و در خدمتشان هستند و در حوزه های بزرگ مثل دانشگاه و مثل قم مثل مشهد فردا و آینده شما جزء شخصیت ها هستید دیگر. امروز، طلبه امروز آیت الله فرداست. همین آقایی که امروز اینجا نشسته الآن طلبه است و درس می خواند آینده آیت الله می شود یا آیت الله العظمی می شود به شرطی که به این حدیث مولا امیرالمومنین(ع) عمل کند. یک مدرس طراز اول حوزه، یک حرفی یک سخنی بی موردی، گاهی یک استادی یک شخصی یک شخصیتی  یک حرف بی موردی می زند و در جامعه تنش بوجود می آید. اختلاف و دو عده گی. یک عده از آن آقا طرفداری می کند یک عده از دیگری. چرا؟ نباید اینطوری باشد. پیغمبر اکرم حضرت محمد مصطفی(ص) می فرماید مَنْ وُقِيَ شَرَّ قَبْقَبِهِ وَ لَقْلَقِهِ وَ ذَبْذَبِهِ فَقَدْ وُقِيَ الشَّرَّ كُلَّهُ[۸].من وقی شر لقلقه یعنی لقلقه زبان، زبانت را حفظ کن. شکمت را حفظ کن. هر پولی را آدم نباید بگیرد. هر غذایی را نباید بخورد. مَنْ وُقِيَ شَرَّ قَبْقَبِهِ وَ لَقْلَقِهِ وَ ذَبْذَبِهِ این سه عضو بدن را اگر حفظ کردی دینت سالم می ماند فَقَدْ وُقِيَ الشَّرَّ كُلَّهُ چرا حالا ما یک حرفی بزنیم همینجا در جمیع همین دوستان تا برسد به حوزه های بزرگ.


 

خب حدیث را این عالم بزرگوار هم تازه تشریف آورده اند از نو بخوانیم برای اینکه غلط ما را بگیرند. مولا امیرالمومنین(ع) اینطور می فرمایند: لا يحصل العلم إلّا بخمسة أشياء یک بکثره الاشتغال، اشتغالت زیاد باشد همیشه نخوری بخوابی. اگر بخوری و بخوابی به جایی نمی رسی. بکثره الاشتغال. دوم بکثره السوال هرچی نمی دانی بپرس. بپرس تا عالم بشوی. سوم بصحبت الرجال با عالمان بزرگ، عالمان دین، آنهایی که دارای اخلاق حسنه هستند بیشتر برویم ارتباط برقرار کنیم و از نظرشان، از نمازشان، از صحبتشان و از سخنرانی شان بیشتر استفاده کنیم. چهارم بتطهیر الافعال کارهایمان را پاک سازی کنیم. دروغ نگوییم، غیبت نکنیم لا تقل ما لا اعلم بل لا تقل کل ما لا تعلم هر چیزی را که می داند را هم آدم نباید بگوید. خیلی از گفته ها خلاف واقع در می آید بعد در قیامت مسئولیت داریم. پنجم فرمود باستعانت ذی الجلال به یاری خداوند. أوّلُ العلم مَعرفةُ الجَبّار و آخرُ العلم تَفویضُ الأمر الیه استعانت از ذی الجلال. درست را بخوان، زیاد تلویزیون نگاه نکن. زود بخواب. یک رب یا نیم ساعت قبل از اذان آن ساعتی است که سیم زود وصل می شود. بلند شو وضویی بگیر، جای خلوتی پیدا کن با خدا یارب یارب کن. یارب یارب یارب. اینهاست که انسان را به کمال می رساند. اگر خودسازی انسان نباشد، علوم رسمی اگر هم انسان را به جایی برساند بعد برای اسلام ضرر دارد. اول خودسازی با تطهیر افعال. قرآن آمده و یزکیهم بعد یعلمهم الکتاب والحکمه. اول تزکیه است. دیدیم مرجع تقلید بودند اما وقتی خودسازی در زمان طلبگی نبود حب ریاست انسان را بیچاره می کند. آدم را به زمین می زند. خب خسته تان نکنم. راجع به خود سازی این حدیث را هم بخوانم و دیگر دعایتان کنم. خداوند ان شاء الله به همه شما توفیق عنایت بفرماید. موسی ابن جعفر (ع) چنین می فرماید: الزم العلم علم خوب است ولی آن چیزی که مهمتر از علم است چیست؟ و یزکیهم بعد و یعلمهم الکتاب والحکمه موسی ابن جعفر می فرماید و ألزَمُ العِلمِ لَكَ ما دَلَّكَ عَلى صَلاحِ قَلبِكَ و أظهَرَ لَكَ فَسادَهُ[۹] لازم ترین و واجب ترین علم آن است که قلب آدم را اصلاح کند. رابطه انسان را با خدا و توکل انسان را زیاد کند. ایمان انسان زیاد بشود و فساد ها و مفاسد اخلاقی و رذایل اخلاقی را از انسان دور کند. این حدیث شریف را همه تان بلد هستید دیگر. در اصول کافی آقا موسی ابن جعفر(ص) از پیغمبر اکرم(ص) نقل می کند: پیغمبر اکرم(ص) وارد مسجد شد و دید یه عده ای جمع شدند و دور یک نفر را گرفته اند و یک نفر هم دارد سخنرانی و صحبت می کند. پیغمبر اکرم (ص)پرسیدند این کیست؟ گفتند عَلَّامَةٌ صیغه مبالغه است دیگر است هم علام، تاء هم که آمده مبالغه در مبالغه. گفتند عَلَّامَةٌ. حضرت فرمود: این در چه موضوعی صحبت می کند که علامه است گفتند أَعْلَمُ النَّاسِ بِأَنْسَابِ الْعَرَبِ وَ وَقَائِعِهَا وَ أَيَّامِ الْجَاهِلِيَّةِ. در علم نسب و علم تاریخ خیلی استاد. پیغمبر می دانید چه فرمود؟ ذاک علم لا ینفع من علم و لا یضر من جهل. این علم، علمی است که اگر کسی بلد باشد زیاد به حالش نفع ندارد وا گر کسی هم بلد نباشد برایش ضرر ندارد.  إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ. این علم توحید، علم خداشناسی، علم تفسیر، علم قرآن آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ[۱۰] علم به احکام و علم به اخلاق.

 

اقوام روز گار به اخلاق زنده اند**** قومی گشت فاقد اخلاق مرده است.

 

 

والسلام علیکم ورحمه الله برکاته

 

[۱] كنز العمّال : ۲۸۶۷۹

[۲] سوره آل عمران:آیه۶۱

[۳] سوره مائده:آیه۵۵

[۴] سوره انسان:آیه۸ و۹

[۵] سوره نجم:آیه ۵۳

[۶]تحرير المواعظ العددية، ص: ۳۹۴

[۷]سوره بقره:آیه ۱و۲

[۸] إرشاد القلوب إلى الصواب  ج‏۱   ۱۰۳ الباب السابع و العشرون في الصمت

[۹]أعلام الدين : ۳۰۵

[۱۰] اصول کافی ، ج ۱ ، ص ۳۲ باب فضل العلم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید